شیدائی در مرداب تنهائی !!!

ترا با شور و شیدائی

و با شیداترین فریاد

به رسم عشق و شیدائی فرا خواندم

ولی تو فارغ از شیدائی قلب پریشانم

گل پرپیچ احساسم ، به پایت را

ز ریشه ، ریشه کن کردی !!

مرا با تمام نفرت و خشمت

به لحن تند و گیرائی

زشیدائی ، زعشقت برحذر کردی!!

و نبض قلب شیدایت

برای دیگری

چه پر احساس و با شیدائی

تو میخواندی!!

ولی هرگز ندیدی تو

دل شیدائی ام را کرده ای مرداب تنهائی !!!

- شیدا.م 30 فروردین 1388 ، 23:50

 

/ 166 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

سلام شیداجون خسته نباشی موفق باشی وبلاگت خیلی طرفدار داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[گل]

حمید

همیشه دوستت دارم ای سر چشمه ی محبت ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی تو هوای دلم را با طراوت کردی زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

مرداب

مردابی ها همیشه با دیدن اسم مرداب شیدا میشن[گل]

محمد جدیدی

سلام اسم وبلاگم از بیوتن شده هموطن بیوتن.شما هم لینک شدید

نسرین

salam sheyda jon man mikham u ro link konam ejaze midin? u ham mano link mikoni?

نسرين

salam khobi sheyda jon mishe kode ahange weblogeto bedi be man?[لبخند]

ساحل

تو همه ی شعرات یه غم قشنگی هست اگرچه دل آدم میگیره ولی لذت بخشه چون میدونم آدم تا غمی به سراغش نیاد شعری هم روی کاغذ نمیاد منم شعر زیاد میگم وخیلیاشون غم دارن.. بخاطر همین شعراتو می فهمم![گل]

رباب

هیچ بارانی نمی بارد ؛ مگر صفا دهد؛ هیچ گلی جوانه نمی زند ؛ مگر هدیه شود.هیچ خاطره ای زنده نمی ماند ؛ مگر شیرین باشد ؛ هیچ لبخندی نیست ؛ مگر شادی بیاورد پس : بگذار باران شوق بر زندگیت ببارد ؛ تا روحت را صفا دهد گلهای عشق در دلت جوانه زند ؛ تا آنها را به دیگران هدیه کنی خاطراتت قشنگ باشند ؛ تا همواره به یادشان بیاوری لبخند بر لبانت نقش بندد ؛ تا شادی را بیفشانی و بهاری بیاید تا بدانی ؛ باز هم فرصت بودن هست