سکوت

و من سکوت میکنم

و تو در این سکوت مرا نگاه میکنی

هزار فکر مختلف ز ذهن من عبور میکند

روزهای خوب کودکی ، که دل ،دلواپسی نداشت

روزهای خوب عروسک ، خنده ، تاب و سرسره

روزهای پرشتاب مدرسه ، مشق و درس ، امتحان و استرس

روزهای پر التهاب جوانی به سبک عاشقی

دلم در بهانه ی روزهای عاشقی است

و در حسرتش لحظه ها یک به یک در شماره اند

روزهای خوب احساس ، خاطره  ، زندگی ، نفس

روهای زیبای زندگی برای او ، جان برای او

خنده های زیر لب ، عشوه های بی تمام

دوست داشتن های زیاد ، خواستن های روز و شب

ولی چه حیف تمام شد هر چه که بود

تمام روزهای خوب و خاطره

کاش داستان ما به پایان بهتری رسیده بود

اما چه فایده که دنیا چنین نخواست

و سختی باوری به ذهن

که شاید نبوده هیچ چیز میان ما

آن روزها هم که رفت

ولی چه سود ، رفت بی خبر ز دست

و تو باز فکر می کنی که من فقط نگاه میکنم

ولی در درون ذهن، من ، هزار خاطره مرور میکنم  

ناراحت

 

/ 0 نظر / 3 بازدید