یغما

اکنون که مال منی

رویایت را تنگاتنگ رویایم بخوابان

و به عشق و رنج و کار بگو

که اکنون

همه باید بخوابند

به عشق بگو دیگر هیچ کسی جز تو

نمی‌تواند در رویایم بگنجد

ما بر فراز رودخانه‌های زمان پرواز می‌کنیم

و هیچ کسی جز تو از میان تاریکی‌ها با من سفر نخواهد کرد

هیچ کسی جز تو

که همیشه سبزی، همیشه خورشیدی، همیشه ماهی

حالا که دستانت مشت خود را باز کرده‌اند

بگذار معنی لطیفشان به زمین چکد

و من، به دنبال اشکی که از تو فرو می‌چکد

سفر می‌کنم

اشکی که مرا

تمام مرا به یغما برد...

/ 2 نظر / 14 بازدید
نرگس

سلام خوشحال مي شم به وبلاگ من سر بزنيد. با جشنواره كن، سولوقن به روزم.

نرگس

وبلاگ زيبايي دارين خوشحال مي شم به كلبه درويشي ما سر بزنيد. با جشنواره كن، سولوقون به روزم