پایان ...

و اینجا بهار پشت در است ...

و اردیبهشت در انتظار

درها همه بسته و

دل همچو همیشه  خسته ی خسته

سکوت است و صدای گیتار ...

و مشتی هم ورق پاره ...

خطوط مبهم قلبم ...

و پایانی  ...

که نزدیک است ...

/ 55 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزاد

سلام من با اخبار وبلاگی آپ شدم ... منتظر حضور گرمت هستم[گل]

فرزاد

سلام من با اخبار وبلاگی آپ شدم ... منتظر حضور گرمت هستم[گل]

فرزاد

سلام من با اخبار وبلاگی آپ شدم ... منتظر حضور گرمت هستم[گل]

محمد رسول

سلام دوست عزیز آپ کوتاه و جالبی کردم. خوشحال میشم تشریف بیاورید و مطالعه کنید. و با نظرات زیبایتون من را مستفید کنید. "شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی والفرقان" حضور پرمهر همیشگی شما باعث افتخاره همیشه قدم رنجه کنید ممنون میشم. (التماس دعا) [گل][گل][گل][گل][گل]

رامین صابری

سلام به روزم ومنتظر نظرتون ممنون [گل] خیلی زیبا نوشتی[گل]

از حاشیه تامتن

ماه رمضان شدمی ومیخانه برافتاد عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد افطار به می کرد برم پیر خرابات گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد با باده وضو گیر که در مذهب رندان در حضرت حق این عملت بارور افتاد سلام پیشاپیش فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ماه بندگی وعبادت را تبریک می گویم با مطلبی درمورد ربنای استاد شجریان به روزم ومشتاق نیم نگاهی[گل]

محمد رسول

سلام دوست عزیز آپ آموزنده ای کردم خوشحال میشم قدم رنجه فرمایید و من را با نظراتتان خشنود کنید. امام رضا (ع) فرمودند : " هر که نمی تواند کاری کند که گناهانش با آن زدوده شود بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستد, چرا که صلوات گناهان را ریشه کن میکند. " حضور همیشگی شما باعث افتخاره ماست.[گل][گل][گل]

roya_hakim20

سلام دوست من، وبلاگ قشنگی داری... فقط خیلی دیر به دیر آپدیت می کنی... موفق و پیروز باشید.

وصال

سراغت را از ثانیه های رفته می گیرم چه خموشند این ثانیه ها وقتی که نیستی و چه خشن در نبودنت با من به مبارزه بر می خیزند دلم برای تو تنگ است و در برودت این لحظه های تنهایی چگونه بی تو بمانم تو ای طراوت پاک سپیده های قشنگ تو ای زلالی امواج برکه های نجیب چگونه با تو بگویم دلم برایت تنگ است

سید علی حجازی

سلام قدوم قلمت بر صفحه خیال خواننده گان دل یا که در نوشته هایت مستدام شاد بنویس و عارفانه دغدغه های روز مرگی ماندنی و مانا نیست فقط خداست جاوید و جاودانه امید است با لطف خودش گل ایمان را در سبز دلمان شکوفا کند سحری به هنگامه ی اذان که می روم با بستن چشم دلم بر دلخوشی های هر روزه زندگی ببندم به قصد پایش و پالایشبلکه راه و رهی بیابم برای دوستی با او که هر آنچه هست با اوست و برای او چشمه ی کلامم جوشش گرفته شاید بخاطر صداقت شما