خوبم ... فقط

شعله که میگیرد قلم ، از داغی اشکی که از گوشه ی چشمم بر

صفحه  ی بی جان کاغذ می افتد، مینویسد غم به دل نشسته را

منحنی سرخ لب هایم به نام تو دیگر به خنده آشنا نمی شود ...

خوبم... فقط ...

 

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرامیس

خیلی خیلی ممنون که سر زدی..با اجازه لینکت میکنم.

سهیل نجفی

سلام شیدا خانم ممنون که به وبلاگم سر زدی و نظر دادی خوشحالم کردی[چشمک] شاد و موفق و سلامت باشی[گل]

قیفی

سلام [گل] عکس قشنگی بود و مطلبشم از خودش قشنگ تر[ماچ][بغل]

مجی

سلام خوبید شما خوشحال میشم نظرتونو در مورد وبلاگم بدونم مرسی موفق باشی

چهل درجه زیر شب

براستی زندگی چقدر کوتاه است..!! باز هم عمری باقی بود تا در یکی از شبهای زیبای پاییز برگی دیگر از برگهای چهل درجه زیر شب ورق بخورد. باشد که طنین قدمهایت نوازشگر قلب خسته ام باشد.

فرزاد

پاییز جان ! چه شوم ! چه وحشتناک ! چه سرد ! چه درد آلود ! چون من تو نیز تنهایی ! ای فصل فصلهای نگارینم ! پاییزم ! ای قناری غمگینم...

حسین

سلام بر دوست قدیمی! هممون یه کسی یا چیزی رو تو دنیا دوست داریم و خیلی برامون عزیزه ! ولی یکی همیشه با ماست

داداشی

سلام دوست من خوبی وب خیلی خوبی داری امید وارم که موفق باشی....راستی بازم به من سر بزن

كامران

با سلام.من نويسنده و شاعر كودك و نوجوان هستم در اصفهان كتابي در زير چاپ دارم اميدوارم شما را در وبلاگم ببينم.