دلتنگ ترین شیدا

آرزو کردم که یک شب در سراب زندگی چون شراب کهنه ای نوشت کنم اما نشد نازنیم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم آمدم تا این سخن آویزه ی گوشت کنم اما نشد شعله شد تا به دل خاکستر احساس تو لحظه ای رفتم که خاموشت کنم اما نشد بعد از آن نامهربانیهای بی حد و حصر سعی کردم تا فراموشت کنم اما نشد
دعا کنید ...

یکی اینجا داره میمیره...

ترو خدا دعا کنید ، خدا ، اینقده تنهام نکنه ...

                               زجرم نده ...

ترو خدا دعا کنید ... ترو خدا دعا کنید ... دعا کنید ...

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهدل شکستهگریهگریهگریه

 

+نوشته شده در دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت٥:۳٢ ‎ب.ظتوسط | نظرات ()